اش دندونی
مامان مهربونم وقتی که دندون های تو در اومدن ما خارک بودیم و من نتونستم واستون اش دندونی درست کنم و تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم گرمسار واسه شما جشن بگیرم و باباجواد واستون صدقه دادن تا شما راحتتر و بدون درد جیکو هاتون بیاد بیرون . امام وقتی رفتیم گرمسار ماه محرم بود و نمیشد جشن بگیرم اما مادرجون مهربون گفت من باید حتما واسه دخملم آش دندونی درست کنم و زحمتش رو کشید . ازش ممنون مادر جون این بوس از طرف یاس ...
نویسنده :
ماماني
19:34





